نسخه آزمایشی
1
نشست علمی پیامدهای فرهنگی ـ اجتماعی برجام برگزار شد نشست علمی پیامدهای فرهنگی ـ اجتماعی برجام روز سه‌شنبه 5/8/94 در سالن‌های همایش دفتر تبلیغات اسلامی با سخنرانی دکتر علیرضا شجاعی‌زند برگزار شد.

آقای دکتر شجاعی زند در آغاز به این نکته اشاره داشتند که در موضوع هسته‌ای خصوصاً در دورة ‌اخیر، تقریباً تمامی توجهات به «مذاکرات و جزییات توافق» معطوف بوده و بر «متن» تمرکز شده بود و «فرامتن» کمتر مورد امعان نظر بوده؛ و با توجه به «فوریت و در جریان بودن کار»، کمتر مجالی برای بذل توجه به ابعاد دیگر مسئله فراهم می‌شد.

اما هر چه پیش‌تر رویم اهمیت فرامتن بیشتر خواهد شد. اکنون که ماجرا به پایان خویش رسیده است، مجالی برای پرداختن به ابعاد دیگر آن و همچنین از ابعاد دیگر به آن فراهم آمده است. بنابراین در این گفتار تلاش می‌شود تا از منظر فرامتن موضوع هسته‌ای مورد بررسی قرار گیرد.

هر نظام سیاسی، «مطالبات» و مطلوبیت‌هایی دارد و در کنار آن، «راهبردهایی» برای نیل به آنها. بدیهی است که در آن مطالبات و مطلوبیت‌ها و این راهبردها هم ترتیب و ترتبی وجود دارد. یعنی از درجات متفاوتی از اهمیت برخوردارند و واجد هزینه‌هایِ کمتر یا زیادتر. انتخاب از میان‌ آنها در هر برهه از زمان نیز تابعی است از ترکیب مزدوج همین دو پارامتر؛ یعنی «درجه اهمیت» و «میزان هزینه». اختلاف نظراتِ درون نظام اولاً بر سر فهرست این مطالبات و مطلوبیت‌ها است و ثانیاً بر سرِ ترتیب و ترتب آنها و ثالثاً بر سر راه و روش‌های تحقق آنها.

در ماجرای هسته‌ای، تمامی توجهات به مذاکرات و جزییات توافق معطوف بود و فوریت و در جریان بودن کار نیز مجالی برای بذل توجه به ابعاد دیگر مسئله را فراهم نمی‌آوردو گوش شنوایی هم برای آن وجود نداشت.اینک که ماجرا از آن دو حیث به پایان خویش رسیده، فرصتی است برای پرداختن به ابعاد دیگر آن پدیده یا پرداختن به آن از زوایای دیگر.

بررسیِ مذاکره و توافق هسته‌ای به مثابه یک پدیده، یعنی از بیرون و رفتن سراغِ فرامتنِ آن، نیازمند آن است که برخی از پارامترهای تعیین‌کنندة دیگر را هم به میان آوریم. این پارامترها همچنان که آمد در دو دستة‌ مطالبات و راهبردها از هم قابل تفکیک‌اند.در ذیل دستة‌ نخست می‌توان از چهار هدف و مطلوبیت به ترتیب زیر نام برد:  

1.      پایبندی بر اصول و آرمان‌های انقلاب

2.      حفظ عزت و اقتدار نظام

3.      تعقیب و تأمین منافع ملی

4.      حفظ و گسترش دستاوردهای هسته‌ای

و در ذیل دستة دوم نیز انتخاب‌های متعددی وجود داشته که نظام از همان ابتدا راهبرد مذاکره تا حصول توافق را برگزیده و با فراز و فرودهایی تا به آخر تعقیب کرده است.

آنچه این ادوار را از هم متمایز کرده و باعث شده است تا مذاکرات دوازده ساله در دورة اخیر به نتیجه برسد، ‌نه تغییر در راهبردها؛ بلکه مربوط به تغییری است که در مطالبات و ترتیب مطلوبیت‌‌ها پدید آمده است. این نکته‌ایست که اهمیتش برای آیندة نظام به مراتب بیش از سرنوشتی است که برای صنعت هسته‌ای در ایران رقم زده شده و نیازمند بذل توجه بیشتر.

دکتر شجاعی زند در بخش دیگری از بیاناتش سه مقولة انقلاب، نظام و دولت‌ها (قوة مجریه) را از یکدیگر متمایز ساخت و در توضیحاتش بیان داشت که انقلاب و نظام را معمولاً در مقابل هم قرار می‌دهند. این تقابل اما، «جوهری» نیست و «اصالت» ندارد و بیشتر ناشی از «تجربه‌های عملی انقلاب‌ها» است و با وارد کردن مقولة «آرمان» حل می‌شود.

اتفاقاً دوئیت و تقابل دوم، یعنی میان «نظام» و «دولت» از موضوعیت و امکان بیشتری برخوردار است؛ خصوصاً وقتی پای آرمان وسط باشد:

بروز دوئیت و حتی تقابل میان نظام و دولت دلایلی دارد:

1.      مشکلات عملی و اقتضائات عمل موجب تنازل و عملگرا شدن دولت‌ها می‌شود.

2.      انتخابات و پوزیشن متفاوت بودن، طرحی نو، تغییر. این متفاوت بودن وقتی از حد بیرون رود، به تقابل ناخواسته با نظام می‌انجامد.

به عنوان نمونه می‌توان به این موارد اشاره کرد دولت سازندگی به نوعی؛ دولت اصلاحات با شعار قانون‌گرایی و اصلاحات سیاسی؛ دولت احمدی‌نژاد با شعار عدالت و برهم زدن چرخش نخبگان؛ دولت تدبیر و امید با شعار گشودگی و آشتی با جهان و مذاکره. هر دولت مدعی کشف و برجسته‌سازی چیز متفاوتی بوده که گویا نظام فاقد آن بوده است. در حالی که در سطح کلان ما یک نظام عاقل و متعادل و همه‌جانبه‌نگری داشته و داریم که اتفاقاً کمتر دستخوش افراط و تفریط شده است.

اینها را برای این گفتم که بگویم نه اصل حضور در مجامع جهانی و نه اصل تعامل و گفتگو با طرف‌های خارجی و حتی دول متخاصم و نه مذاکره و نه مذاکره برای حصول توافق، اتفاق جدیدی نیست. آنچه ادوار ماجرای هسته‌ای ایران را از هم متمایز می‌کند، مذاکره نیست؛ حتی محتوای مذاکرات و لحن و ادبیات مذاکره‌کنندگان نیست.اینها تا حدی موثر بوده، اما تعیین‌کننده نبوده است. عنصر یا عناصر تعیین‌کننده در حصول توافق را باید در جای دیگری جست. دو تا عنصر با منشأ داخلی و عناصری هم با منشأ خارجی و در سطح جهانی: در سطح داخلی یکی مربوط به «نظام» بوده است و دیگری مربوط به «دولت منتخب»

در سطح جهانی هم مربوط به تغییراتی است در درون آمریکا در موقعیت جهانی آمریکا و برخی رقابت‌های و تحولات جهانی که محل بحث بنده نیست. بنده با آن دو تای داخلی کار دارم

اگر مذاکرات دوازده ساله در دورة اخیر به نتیجه رسیده، بیش از هر چیز مربوط به «آمادگی طرف مقابل» برای توافق بوده است.

چرا این آمادگی در آنان پدید آمده است؟

به دو دلیل: یکی مربوط به افزایش قدرت منطقه‌ای ایران است؛ نظامی صِرف هم نیست؛ همه‌جانبه است؛ و دوم مربوط به علامت‌‌هایی است که دولت منتخب داد. علامت‌هایی همچون :آشتی با دنیا، کنار گذاردن سیاست‌های افراطی و تشنج‌زا، قرار دادن همة تخم‌مرغ‌ها در سبد توافق، خالی بودن خزانه، فراهم‌آوری زمینه‌های بین‌المللی اقتصاد مقاومتی، در بحث از الگوی توسعة غرب‌محور، رویکردهای فرهنگی، نشان دادن عطش برای گفتگوی تلفنی و دست دادن، وارد کردن طرف‌های خارجی به رقابت‌های انتخاباتی داخلی، بازی برد برد، سکوت در مقابل اشتلم‌های غربی و آمریکایی.

 جهت دیدن گزارش تصویری این نشست کلیک فرمایید
 
امتیاز دهی
 
 


مطالب مرتبط

پربازدید ترین مطالب

مطالب مرتبط

پربازدید ترین مطالب
[Control]
تعداد بازديد اين صفحه: 982
 
logo-samandehi
نقشه
ایتا
پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

مركز مطالعات فرهنگي اجتماعي
مجری سایت : شرکت سیگما