نسخه آزمایشی
بایسته های فرهنگی
نشست علمی «بایسته های فرهنگی و اجتماعی انتخابات و رسالت روحانیت» برگزار شد کرسی نقد نشست علمی «بایسته های فرهنگی و اجتماعی انتخابات و رسالت روحانیت» به همت مرکز مطالعات فرهنگی ـ اجتماعی و همکاری اداره همکاری های علمی و پژوهشی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در مرکز همایش های غدیر دفتر تبلیغات مورخ 1394/11/05 برگزار شد. در این جلسه حجت الاسلام و المسلمین دکتر کریم خان محمدی و دکتر عبدالوهاب فراتی به عنوان سخنران حضور داشتند.
 

ابتدا حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر خان‌محمدی سخن خود را با این سؤال آغاز کرد که برای تحقق مردم‌سالاری دینی چه شرایطی لازم است؟
ایشان جامعه را به دو گونه توده‌وار و کثرت‌گرا (پلورال) تقسیم کردند و بیان داشت به نظر بنده در جامعه پلورال است که مردم‌سالاری تحقق پیدا می‌کند. در جامعه توده‌وار، واحد فرد است اما در جامعه پلورال، واحد احزاب و سندیکاهاست. لذا در جامعه توده‌وار هیچ حزب و گروهی وجود ندارد.
طبق دیدگاه هابرماس، حقیقت ذاتی نیست بلکه گفت‌وگویی است و افراد از طریق گفت‌وگو به تفاهم می‌رسند تا حقیقت را تعیین ‌کنند. اما اشکالی که بر این عقیده وارد است این است که بدون داشتن اصول و مبانی، افراد هیچ‌گاه به تفاهم نمی‌رسند.
سپس عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) جامعه کثرت‌گرا را به دسته جامعه کثرت‌گرای سکولار و جامعه کثرت‌گرای اسلامی تقسیم کرد و در بیان تفاوت آن دو گفتند: اسلام مبناگر است، یعنی اصول و حقایقی وجود دارد که قابل انکشاف است. لذا تفاوت جامعه پلورال اسلامی با جامعه پلورال سکولار در این است که در جامعه اسلامی مبناگروی وجود دارد. یعنی حقیقت وجود دارد و بر مبنای وجود حقیقت تصمیم‌گیری می‌شود، در حالی که در جامعه سکولار، حقیقت واحدی وجود ندارد، بلکه خود به تولید حقیقت می‌پردازند.
ایشان در ادامه به بایسته‌های انتخابات در جامعه پلورال اسلامی به شرح زیر اشاره کردند:
1ـ حضور حداکثری؛ حضور نشان‌دهنده پذیرش نظام است.
2ـ انتخاب اصلح؛ از آن جا که مردم حقیقت‌گرا هستند، وظیفه رأی‌دهنده تشخیص اصلح و دادن رأی به اوست یعنی صرفاً تأیید شورای نگهبان کافی نیست بلکه تفحص و تشخیص فرد لازم است تا خودش به آگاهی برسد. در جامعه سکولار، رأی دادن دل‌بخواهی است اما در جامعه اسلامی، رأی‌دهنده رسالت دارد که خودش انتخاب کند.
از نظر ایشان معیارهای تشخیص اصلح به شرح زیر عنوان گردید:
1ـ توجه به وضعیت گذشته: به صرف ادعا نمی‌توان به کسی رأی داد بلکه عملکرد گذشته افراد مهم است.
2ـ تدین
3ـ معتدل بودن (اعتدال)
4ـ تخصص‌گرایی (متخصص)
5ـ آشنایی با قوانین (بلکه آشنایی با روح قوانین)
6ـ شناسایی گفتمان فرد؛ فرد باید دارای تفکر باشد.
پس از آن دکتر عبدالوهاب فراتی دیدگاه‌های خویش را شامل سه محور و در قالب چند سؤال بیان داشتند:
نخست این که آیا روحانیت می‌تواند در جایگاه انتخاب‌شونده یا حضور در مناصب نمایندگی ظاهر شود. یعنی آیا رسالت روحانیت حضور در این مجامع هست یا خیر؟ فارغ از این که رسالتش چیست، در جایگاه نمایندگی یا با قرار گرفتن در این مناصب، چه وظیفه‌ای به عهده دارد؟
به نظر ایشان، روحانیت هنوز وظیفه‌اش را درباره هنجارها و نرم‌های انتخابات انجام نداده است. از جمله این که آیا نامزدشدن برای رسیدن به یک پست، امری ممدوح است یا ممدوح نیست. به سخن دیگر آیا فعل اخلاقی هست یا نیست؟
به نظر می‌رسد برخی افراد از آغاز حرکت برای ثبت‌نام و شرکت در انتخابات، دچار فعل غیراخلاقی می‌شوند، حالا تا چه برسد به اینکه وارد دستگاه مربوط هم بشود.
در ادامه عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با استناد به دیدگاه‌های اسلامی بیان داشتند اگر فردی احساس کند برای اشتغال در یک پست، فرد دیگری از او تواناتر و شایسته‌تر است، جایز نیست در آن پست قرار گیرد. به هر صورت، غرض آن است که هنجارهای مربوط به این امر تبیین نشده است و وظیفه روحانیت است تا بدان بپردازد و سعی وافرتری نسبت به این موضوع مبذول دارد.
نکته دوم این که اگر روحانیت در فرآیند انتخابات شرکت کرد و در برابر حریفان قرار گرفت، چه وظیفه‌ای در برابر دیگران به دوش دارد؟
از گذشته گفته‌ایم، روحانیت نقش پدری دارد. اما وقتی وارد عرصه رقابت گردید، عملاً در برابر طیفی از جامعه قرار می‌گیرد. بزرگی مثل آیت‌الله مهدوی‌کنی تا آخر عمر استنکاف داشتند که وارد عرصه تشکیل حزب شوند، چون معتقد بود ورود به حزب خارج از رسالت روحانیت است و روحانیت را از نقش پدری خود که متعلق به تمام جامعه است، خارج می‌سازد.
نکته سوم این که آیا اساساً خود روحانیت وظیفه‌ای برای نامزد شدن در چنین مناصبی دارد یا خیر؟
حضرت امام(ره) دو منصب را برای حضور روحانیون توصیه داشتند. یکی قضاوت و دیگری مجلس؛ که به خاطر جایگاه قانون‌گذاری‌اش دارای اهمیت است.
اما به هر صورت باید توج داشت که اگر حضور روحانی در مناصب اجرایی ضرورت پیدا کرد باید شأن روحانیت را رعایت کند و رفتارش برای دیگران الگو باشد و صرفاً برای مصالح جامعه اسلامی عمل کند.
خلاصه سخن این است که به نظر می‌رسد روحانیت در خصوص این وظایف، بخشی را انجام داده است ولی بخش‌هایی همچنان انجام نشده است و نیاز به تلاش بیشتری در این زمینه وجود دارد.

 
امتیاز دهی
 
 


مطالب مرتبط

پربازدید ترین مطالب

مطالب مرتبط

پربازدید ترین مطالب
[Control]
تعداد بازديد اين صفحه: 486
 
logo-samandehi
نقشه
ایتا
پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

مركز مطالعات فرهنگي اجتماعي
مجری سایت : شرکت سیگما