نسخه آزمایشی
نظریه پردازی تنوع اسلامی

تنوع اسلامی 2

تنوع اسلامی در فرایند تمدنی  10

تنوع اسلامی در فرایند تمدنی  3

تنوع اسلامی در فرایند تمدنی 2

تنوع اسلامی در فرایند تمدنی (1)

تنوع اسلامی در فرایند تمدنی  4

تنوع اسلامی در فرایند تمدنی  6

تنوع اسلامی در فرایند تمدنی  5

تنوع اسلامی در فرایند تمدنی 8

تنوع اسلامی در فرایند تمدنی 7

تنوع اسلامی در فرایند تمدنی 9

تنوع اسلامی در فرایند تمدنی 20

تنوع اسلامی در فرایند تمدنی 13

تنوع اسلامی در فرایند تمدنی 12

تنوع اسلامی در فرایند تمدنی 11

تنوع اسلامی در فرایند تمدنی 16

تنوع اسلامی در فرایند تمدنی 14

تنوع اسلامی در فرایند تمدنی 15

تنوع اسلامی در فرایند تمدنی 17

تنوع اسلامی در فرایند تمدنی 18

تنوع اسلامی در فرایند تمدنی 19
در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پیش اجلاسیه کرسی نظریه‌پردازی تنوع اسلامی در فرایند تمدنی برگزار شد
شرح مذاکرات پیش اجلاسیه کرسی نظریه پردازی «تنوع اسلامی در فرایند تمدنی»

بیانات حجت الاسلام بابایی (نظریه‌پرداز):
دو نقطه عزیمت درباره تمدن اسلامی به نظر می‌رسد؛
نقطه اولی که بیشتر در ایران مطرح می شود ولی دومی در ایران کمتر طرح می‌شود؛ نقطه عزیمت اول این است که طرحی جامعی درباره تمدن اسلامی باشد و بعد نظریه ما یک الگوی کامل باشد ناظر به این تمدن. این نقطه عزیمت، کلی و انتزاعی است و ضروری است که یک تیم دراین باره تمرکز کند و از طرفی چنین امری به معنای لحاظ این پیش‌فرض است که تمدن یک وضعیت است که البته به جای خودش درست است ولی نارسا و ناکافی است. 
 
نقطه عزیمت دوم که مورد انتخاب من است؛ تمرکز بر مسئله ای کلان درباره تمدن اسلامی که مزیت آن عملیاتی شدن و امکان تأمل فردی( نه ضرورتا کار تیمی) خواهد بود. ایده بنده این است که چیستی تمدن اسلامی در عصر جدید را دنبال کند و چند جور می شود تقریر از آن عرضه کرد:
 1. آیا امکان تقریر توحیدی از تمدن در فضای تکثرآلود کنونی وجود دارد یا اینکه صحبت از تمدن توحیدی یک سخن پارادوکسیکال است؟ 
 2. تمدن‌ها همیشه در درون خود عناصر و نظامات متعدد دارند و از آن طرف تمدن‌ها دارای نقطه وحدت هستند. از این منظر بحث حاضر ناظر به وحدت و کثرت تمدنی است صرف‌نظر از اینکه درباره تمدن اسلامی یا هر تمدن دیگری سخن بگوییم. 
 3.تناسب بین کثرت‌های خداساخت و آفریده و در مقابل کثرت های برآمده از اراده های انسانی و انسان‌ساخت است. ما نمی‌دانیم وقتی از کثرت سخن می‌گوییم چگونه این‌ها را می‌توانیم با هم مرتبط کنیم. 
 4. ظرفیت یا فرصت بودن هریک از این دو مقوله است؛ گاهی کثرت و وحدت هریک بدل به فرصت و ظرفیت و گاه بدل به معضل می‌شوند.

زاویه ورود به بحث:
این مسئله را از چند زاویه الیهات تمدنی، جامعه شناختی تمدن و نیز تاریخ تمدن می‌توان دنبال کرد. ولی من در این جلسه از زاویه الهیات تمدنی بحث می کنیم. 

ساحت های مسئله‌بودگی «تنوع»:
 1. در تمدن بودن فارغ از نوع تمدن این امر مسئله است.
 2. در اسلامی بودنِ تمدن این امر مسئله است(بحث سبل و بطون و نیز وحدت به تقریر اسلامی ناظر به همین مطلب است)
 3. در معاصر بودن تمدن(کثرت مدرن(چند فرهنگی)، وحدت مدرن(قانون)) این امر مسئله است.


مراحل سکولار شدن در غرب:
 با استفاده از نظریه تیلور؛ 
  1. مرحله الحاد
  2.  جدایی دین(سکولاریسم اجتماعی)
  3. از 1960 به این سو که سکولاریسم پولورالیستیک و روان‌شناختی به میان آمده است؛ دین یک گزینه در میان هزاران گزینه دیگر مطرح می‌شود زیرا گزینه‌های بدیل در زندگی روزمره مدرن زیاد می‌شوند. و این گزینه های دیگر در روان انسان‌ها برجسته می‌شوند و همین باعث می‌شود عملا انسان های دین‌دار مستقر در عالم دینی نشوند. این گونه سکولاریسم البته کمتر در جامعه ما شناخته شده است. 

البته باید توجه داشت سیر سکولاریزاسیون در دنیای اسلام متفاوت از روند غرب است. 
من در این جلسه سعی می‌کنم برای بحث سکولاریزم مرحله سوم پاسخی عرضه کنم. 



پیشینه این مسئله:
در حیطه مباحث الهیاتی کمتر به این پرداخته‌ایم ولی در نگاه شرق‌شناسان این مطلب نقطه مرکزی بسیاری آثار است. گرچه به لحاظ عمق و محتوا و تمرکز دامنه‌های مختلفی دارند. برخی کارهای مرتبط در این زمینه عبارت‌اند از:
   1. کار شهاب احمد در what is islam
   2. کار مارشال هاجسن
   3. کار احمد قره مصطفی
   4. کار گوستاو فون گرونبام
   5. کار عبدالهادی حائری(ایران و جهان اسلام)
   6. کار آقای زرین کوب
ولی نوع این کارها تاریخی است و ما خلأهایی تئوریک داریم. و از اینجا کار بنده نوعی تفاوت می‌یابد.


اصالت «شمولیت انسانی» در تمدن:
یادآوری؛ در تعریف از تمدن در این جلسه به همین میزان بسنده می‌کنم که تمدن، کلان‌ترین نظام مناسبات انسانی است. در ادبیات علوم اجتماعی چیزی فراتر از انسان مطرح نیست. من تمدن را رابطه بین انسان و انسان تلقی می ‌کنم و نه ضرورتا رابطه انسان و طبیعت گرچه برخی تعاریف از تمدن‌ها این‌گونه تلقی می‌کنند ولی رویکردهای دیگری هم هستند. لذا باید:
 1. در تمدن بودن؛ تعاریفی و مفهومی از تمدن بودن مبنا باشد که بر روابط انسانی تأکید دارد.
 2. در مصادر اسلامی بودن تمدن؛ ما مصدری را که باید منبع قرار دهیم که بتواند شمولیت انسانی را پوشش دهد.
 3. در عیار اسلامی بودن تمدن؛ ما عیار و معیاری را باید انتخاب کنیم که بتوانیم که با کمترین معیار پهن‌ترین و گسترده‌ترین حوزه تمدنی را پوشش دهد. در اساس و مبنای اسلامی که باید اصولی را از اسلام را در نظر بگیریم که بتواند حیطه وسیعی را شامل شود. مثلا اصل تعارف و ارتباط با معروف.(تعمیم در تعابیری چون عاشروهن بالمعروف) 
4. در رابطه فرهنگ و دین نظریات مختلفی است؛ نیبر می‌گوید ترانسفورمینگ است و حال آنکه به نظر بنده فقط کار دین نسبت به فرهنگ همین نیست بلکه نوعی تعالی و ارتقاء انسانیِ عناصر انسانی مطرح است. بدین‌ترتیب ما به بحث شمولیت نزدیک‌تر می‌شویم. 


نسبت تمدنی بین یک و چند(سبل و صراط):
یادآوری؛ من اینجا کار تفسیری نمی‌کنم و استفاده از تفاسیر به مثابه الهام است. 
دو ساحت برای سبل و صراط:
  1. ساحت نفس الامر
  2. ساحت عینیت اجتماعی
منِ تمدن‌شناس با سبیل و صراط عینیت اجتماعی کار دارم زیرا این‌ها انسان ساخت است و نه خدا‌ساخت و آن خداساخت بحث نفس الامر است. 
دو گونه ارتباط بین سبیل و صراط حسب تلقی های متفاوت:
  1. راه‌های رسیدن به صراط 
  2. ساز‌ های شکل‌دهنده به صراط
بنده تلقی دوم را انتخاب کرده‌ام و عرضم این است که هر قدر سبل تکثیر شوند صراط تقویت می‌شود. یعنی اگر سبل برداشته شوند دیگر صراطی نیست. و هرچقدر سبل بیشتر می‌شوند و ارتباط می‌یابند، صراط تقویت می‌گردد. یعنی هر مقدار انسانیت‌های افراد بیشتر می‌شود این‌ها در کنار هم بهتر کلان جامعه را خلق می‌کنند. لذا سبل پراکنده صراطی را شکل نمی‌دهند. 


تکثیر سبل(اصالت به کثرت تمدنی)
باعث می شود که هم تمدنی بودن قوت یابد هم اسلامی بودن.
برخی مثال ها از تکثر سبل تمدنی
  1. تکثیر زبانی در عین اشتراک زبان تمدن
  2. تکثیر فرهنگی و فعال کردن ظرفیت های فرهنگی اقوام 
  3. تکثیر جمعیت
  4. تکثیر روابط  و گفت‌و‌گو و تجارب، تعاون و تعارف تمدنی 


برخی مثال های از تکثر سبل اسلامی:
  1. تکثیر اَشکال و سبک‌های اسلامی 
  2. تکثیر نهادهای اسلامی(مثال مرجعیت) 
  3. تکثیر اندیشه اسلامی و قرائات روشمند از بطون اسلامی( نکلم الناس علی قدر عقولهم؛ این تکلم را اگر بخواهید قرائت تمدنی کنیم خصوصا با کثرت عقول مردمی، راه را برای تکثر قرائات روشمند باز می‌کند)
  4. بحث هنرهای اسلامی
  5. تکثیر سبل نوین در جهان اسلامی که ناشی از مواجهه ما با جهان مدرن است.
لذا همان نتیجه مطرح قبلی قابل بیان است. فعال کردن انسانیات برای شکل گیری تمدن اسلامی. 


پس از بیانات حجت‌الاسلام بابایی ناقدان به شرح ذیل به بررسی وجوه قوت و ضعف مطالب مطرح پرداختند:

1-حجت الاسلام واسطی:
در 4 قسمت تحلیل بیانات را عرض می‌کنم: 
   1. در مسئله؛ نقطه مثبت آن بود که بحث وحدت و کثرت خیلی نقطه چالشی است، اما اینکه این نقطه، نقطه نوینی است که ایشان به آن دست یافته است و آیا تقریر نوینی از آن دارند، این شفاف نیست که مسئله را تقریر جدید کرده‌اند یا همان را انتخاب کرده‌اند؟ عدم تناسب عنوان با مسئله لذا پیشنهاد می‌دهم«مدیریت تکثرهای واگرا در تمدن اسلامی»  عنوان نظریه باشد؛ که در آن موارد همگرا از محط بحث خارج است که این را در قسمت بررسی فرضیه بیشتر عرض می‌کنم. 
   2. در فرضیه به دنبال ساختارسازی بوده‌اند؛ ساختارسازی به نحوی باشد که دیگرانِ منکر توحید هم توحیدی عمل کنند. جامعه مبتنی بر دکترین توحیدی نه موحدان را دنبال کرده‌اند. این توجه بسیار مغتنمی است. ملاحظه‌ای که دارم این است که خود فرضیه را در یک جمله روشن بیان بفرمایند. فرضیه اینگونه باشد؛ در تمدن اسلامی برای مدیریت واگرایی از شش مکانیزم استفاده می شود؛ اخوت، تعارف و مانند آن که در متن مقاله آورده‌اید. این فرضیه تکثرهای همگرا را مدیریت می‌کند ولی تکثرهای واگرا را خیلی درباره آن ها سخن نمی‌گوید. مثل اینکه میزان این واگرایی تا کجا قابل قبول است و شما باید تمایز نظریه خود را از نظریات رقیب بیان بفرمایید مانند نظریه تساهل و تسامح، یا نظریه گفت‌وگو یا پلورالیسم.  یا باید بیان کنید سهم مخالفان رادیکال در شکل‌دهی تمدن اسلامی چقدر است، خصوصا اگر مخالف رادیکال رشد کرد، نظریه شما چه می‌گوید؟
   3. شواهد؛ استفاده کلان از آیات و روایات بسیار ارزشمند است. اما در ملاحظات؛ استنادهای شما در محل خود نیست مگر اینکه بحث اصالت شمولیت شما را ببریم روی مدل نیازها و نیز شاخص‌های انسان سالم. از طریق متن خلقت اشاره کرده بودید، که مکتب های غربی هم به همین مبنا رفته‌اند مانند بحث طبیعت‌گرایی که اینجا  هم باید تفاوت و تمایز روشن باشد.
   4. در نتیجه هم نتیجه‌ای گرفته نشده است. 

2- دکتر صفری فروشانی:
در بحث تمدن آقای بابایی خط شکن شده‌اند. و اولین نظریه را در حوزه تمدنی و تاریخی پدید آورده‌اند. همین نقطه قوت فراوانی است. 
ملاک بحث ما طرحنامه است؛ و فرمایشات و مقالات به عنوان ضمیمه باید ملاحظه شود. 
  1. عنوان را فرمودند که مشکل دارد. 
  2. تبار مسئله در طرحنامه معلوم نیست؛ الان فرمودید الهیات تمدن. 
    a. شما از سه دانش تاریخ،  فلسفه و تفسیر استفاده می‌کنید که باید این موارد روشن شود. 
  3. ما تاریخ تمدنی‌ها، بحث شما را متوجه نمی شویم. زیرا ده‌ها کلمه مبهم در طرحنامه هست که در رشته ما وجود ندارد.
  4. با چه روشی؟ این مطلب را روشن نکرده‌اید که فرا‌روشی هستید یا تک‌روشی؟ 
  5. در پیشینه بیشتر تکیه بر غربی‌ها داشته اید آیا عرب‌ها چیزی ندارند؟
  6. نسبت بین سخن شما و بحث امت چیست؟
  7. ماهیت این کار شما چیست؛ توصیه،تبیین، تقریر یا تجویز است؟ 
  8. راه‌کاری که دارید چیست؟ چیزی که من برداشت کردم این است که این یک آرمان است و دست‌آورد خاص ندارد. 
  9. مهم‌ترین واژه ای که معرفی نشده است اسلامی نشده است. البته به توحیدی اشاره کرده‌اید. صبغه تاریخی بحث مانند احمد شهاب معلوم نیست. تاریخی و تحلیلی را درجایی به هم عطف کرده‌اید، مرادتان چیست؟
  10. در طرحنامه اشاره به فرهنگ فرموده‌اید ولی تعریف و تلقی از خود فرهنگ معلوم نیست. 
  11. در طرحنامه سبل کلی و جزیی را اشاره کرده‌اید ولی این‌ها آشکار نیست. 
  12. اصول و اجزای کلی نظری یک سری مسئله است ولی باید دقیق‌تر پاسخ دهید. 
  13. فعلا در سطح ایده قابل قبول است تا اصلاحات انجام شود. 

3- دکتر واسعی

کار را از حیث موضوع و بحث ورود در مسئله تمدن جالب توجه است. ما مشکلات عینی فراوانی در میان مسلمانان داریم و این مشکلات ما را نیازمند یک طرح عملی نموده است. آنچه که در کار آقای بابایی دیده می‌شود نوعی توجه به این جهت است ولی چند نکته ملاحظه ای دارم: 
  1. ما بر اساس مقالات و طرحنامه پیوست به داوری می‌نشینیم. آنچه که در این مقالات وطرحنامه آمده است که نشان‌دهنده یک دریافت جدیدی نیست. آنچه که در اینجا دیده می‌شود به طور فراوان در مباحث تاریخ تمدن آمده است. البته چون در سطح یک تئوری مطرح می‌شود عرض می‌کنم و الا مطالب نکات خوبی داشت. در ترکیب و کلان هم می‌بینم که شما تعابیر مختلفی را به کار برده‌اید اما چارچوب مشخصی ندارد و شما فقط استناد به یک شخص کرده‌اید(آیت الله جوادی آملی در بحث سبل و صراط) در حالی‌که بحث تساهل و مانند آن به وفور مطرح شده است. انتظار این بود که فرضیه مشخصتان را داشته باشید و نیز نظریات رقیب را بیان کنید و امتیازات را بیان کنید خصوصا در طرحنامه که باید تجمیع مقالات باشد و در طرحنامه به عنوان عصاره، چنین ترکیب ویژه‌ای دیده نمی‌شود. 
  2. عنوان تنوع اسلامی نامشخص است و ترکیب درستی هم نیست . کتاب گرونبام را خیلی مفصل و ویژه بحث کرده است و تمایز شما با آن چیست معلوم نیست. 
  3. تجربه‌های تاریخ تمدنی ما چیزهای خوبی را نشان می‌دهد . گاهی فاصله بین دو انسان والا مانند خضر و موسی هم به جدایی می‌انجامد که پاسخ این موارد در نظریه شما چیست معلوم نیست. لذا آنچه را که به عنوان توصیه آورده‌اید، با این توضیحات کفایت نمی‌کند. اینکه تکثرها را باید دید کفایت نمی‌کند. این جمله که باید وحی‌مدار بحث باشد تا این حد هم گره گشایی نمی‌کند و پنبه‌های این میزان بحث زده شده است. 
  4. خیلی از استنادهای شما در حد تراوش ذهنی است. 
  5. نگاه صفر و صد به تمدن اسلامی در برخی نوشته‌های شما دیده می‌شود مانند دوگانه تمدن الهی و طاغوتی که این ادبیات خیلی مساعت تکثر تمدنی نیست.
  6. روش شما را نفهمیدم؛ عقلی است، نقلی است، وحیانی است؟ یعنی ساحت مطالعاتی به درستی معلوم نشده است. و معلوم نشده است این مطالعه شما در کدام رشته انجام شده است. 
  7. در پیشینه، یافته‌های و پرداخته های خود را برجسته کرده‌اید و به آثار دیگران خیلی اشاره نشده است. 
  8. حتی این را در حد ایده نو هم نمی توانم بپذیرم.

4- دکتر میرمحمدی
من ناظر به نظریه‌پردازی و اینکه چه کاری نظریه‌پردازی است وارد می شوم؛ 
  1. شما تصویری از نظریه در این مطلب و طرح نامه ارائه نکرده‌ا‌ید. معلوم نیست که شما چه پارادایمی دارید. 
  2. به نظر من این بحث شما ذیل فلسفه نظری تمدن است که این می تواند رویکرد دینی و یا غیردینی داشته باشد لذا بحث الهیات تمدن به خلاف نظر خود شما مطرح نیست. مقاله شما چند مسئله‌ای شده است. 
  3.‌شما تنوع اسلامی در فرایند تمدنی ندیده‌اید و بلکه در تمدن اسلامی دیده‌اید. شما گاه تنوع اسلامی را ناظر به وضع موجود دانسته‌اید که این ضرورتا تمدن اسلامی نیست. بلکه تمدن مطلوب اسلامی نیازمند الگوست. تمدن مطلوب اسلامی را باید فرایندی ببینید. حتی هاجسن و گرونبام بحث تاریخی نمی‌کنند بحث منطقی می‌کنند ولو با شواهد تاریخی. 
  4. در بحث شما گاهی بحث به وحدت و کثرت فلسفی بدل می‌شود نه بحث وحدت و کثرت تمدنی. 
  5. اساسا به نظر می‌رسد که تعیین مبنای جدی در کار نظریه نیاز دارید. و این در طرحنامه مفقود است. نظریه ها باید قدرت تبیین دارند. نظریه ناظر به توصیف نیست بلکه باید چرایی تمدنی را توضیح دهد. این چرایی یا به وضع موجود یا به وضع مطلوب باید ناظر باشد و این در کار شما نیست. 
یک تکمله کلی‌تر نه صرفا ناظر به نقد نظریه آقای بابایی عرض می‌کنم: 
فاصله نظام آموزشی و پژوهشی ما با نظریه‌پردازی بسیار است. نظریه‌ها به لحاظ هستی‌شناختی و به لحاظ روش‌شناسی، معرفت‌شناسی و روش تحقیق تفاوت دارند. کشور ما تحقیق به شکل روشی جریان دارد و نوع آن‌ها به نظریه ‌ردازی نمی رسد. بدون شناسایی این چهار بُعد، نظریه‌شناسی به نظر من به سطح مطلوبی نمی‌رسد. (کتاب نورمن بیلیکی)
هر پارادایمی نظریه تولید می‌کند ...در فلسفه علم در دنیا بحث نظریه کاملا جدی شده است. ولی در مباحث فلسفه علم در کشور ما خیلی این بحث نظریه جدی نشده است. 

بیانات داوران:
حجت الاسلام سبحانی 
حجت الاسلام الویری

ابهام در اینکه نقش داوران و ناقدان چه فرقی دارد. 
من معتقدم تمدن متادیسپلینی؛ من اعتقاد به تاریخی بودن تمدن ندارم ولی معتقدم اگر برای مطالعات تمدنی، حیاتی هست مدیون مطالعات تاریخی است. 

دکتر فلاح زاده
حجت الاسلام عبدالمحمدی


حضار:
علی‌رغم در اختیار قرار دادن وقت، حضار سؤالی مطرح نکردند.
توضیحات حجت الاسلام بابایی در پاسخ به سؤالات و انتقادات:
یکی از آفت‌های بحث های تمدنی در ایران این است که راجع به تمدن صحبت می‌شود اما هرچیز دیگری غیر از مطالعات تمدنی ذکر می‌شود. در دوختن بند به بند مباحث من سعی می‌کنم «اصالت شمولیت انسانی» را لحاظ کنم. و اگر جایی از امت صحبت می کنم به مناسبت و استطرادی است. من درباره الگو سخن نگفته‌ام. اساسا به این دلیل که معتقدم ذهنیت تمدنی در ایران امروز بسیار خام است و خیلی با مباحث الگو که بسیار سنگین و تیمی است فاصله داریم. لذا معتقدم باید در مباحث تمدنی نقطه‌زنی کرد و یک مسئله را مطرح کرد و همان را مورد بررسی قرار داد نه کلی‌گویی و سخنان انتزاعی. از دهه هفتاد به بعد درباره تمدن بحث می‌کنیم و حال اینکه ما هیچ عقبه ای از مسائل و مطالعاتی تمدنی مطرح نمی‌کنیم. بحث های الهیات اجتماعی داریم ولی در ایران الهیات تمدنی نداریم و در غرب هم این در حاشیه بوده است. یک کتاب از تیلیخ درباره الهیات فرهنگ ترجمه شده است و همین مقدار و لذا طبیعی است که این مباحث در کشور ما چندان به رسمیت شناخته نشود.
من باید اشکالات را درونی کنم و ببینم کدام را می توانم هضم کنم. 
درست است که مدیریت کثرت‌های واگرا خود نیازمند نظریه است ولی نقطه تمرکز بنده اصل تکثیر است. و مقام بحث تکثیر مقدم بر مدیریت واگرایی‌های تکثری است. مثلا در همین مسئله زبان دانشگاه‌ها و حوزه‌های ما حداکثر دو زبانه هستند و کمتر کسی را داریم که ده زبانه باشد حال آنکه در جهان کنونی غرب به خلاف این است و خوب این ظرفیت بسیاری اتصالات تمدنی را از بین می‌برد.
یک مطلب را که من فراموش کردم؛ تا زمانی که ما نوعی تکثرگرایی فرهنگی را در نظام تربیتی خودمان فعال نکنیم این تمدن‌گرایی در فضای ما پیش نخواهد آمد و این سکولاریسم پلورالیستیکی روان‌شناختی، خیابان‌های ما را فراگرفته است. 
فرق تکثرگرایی اسلامی و پلورالیسم غربی این است که ما در تکثرگرایی اسلامی، کثرات گرایی معرفتی نداریم و نیز منابع دینی واحد داریم. 
در مورد عنوان شاید مبهم باشد؛ من خودم روی عنوان تأکید می‌کنم که باید نوعی تنوع اسلامی را به شکل فرایندی دید. ولی می توان این مفهوم را به لحاظ واژگان واضح‌تر کرد. 
من از تاریخ به مثابه شواهد‌دهنده استفاده می کنم. تاریخ برای من در این حد اهمیت می‌یابد. 
کار من نظری است. یک بخش فلسفی است و یک بخش منابع دینی است که باید آن ها را تحلیل عقلی-تمدنی نمود. 
امکان ورود به بحث فرهنگ را نداشتم زیرا بسیار گسترده می‌شود و توقع برای ورود مفصل بدان روا نیست. 
نوآوری این نظریه آن است که؛
تأکید بر شمولیت انسانی در تمدن در فضای ایران بسیار نو است در حالی‌که ذهنیت تمدنی ایران با نگاه چنگیز پهلوان بسته شده است یعنی به اشتباه، ما به جای اینکه بر شاخص عدالت تأکید کنیم بر بحث نانو تأکید می‌کنیم. 
ما بخشی از پیشینه را می‌توانیم در دانش‌های دیگر بیابیم ولی خود این مسئله وارد فضای آکادمی‌های ما نشده است.

بیانات  داوران  در حضور حضار:
حجت الاسلام سبحانی:
چند نکته را باید در همین جا حل و فصل کرد:
  1. اینکه آقای بابایی با شور و احساس می گویند مطالعات تمدنی معلوم نیست؛ با بخشی از فرمایشات آقای میرمحمدی موافق هستیم ولی شاید به خاطر همین فقدان‌هاست که ما نمی دانیم نظریه تمدنی دقیقا چیست؟ شاید ما در موقف خشت‌های اول یک رشته هستیم. که برخی از ناهمزبانی‌ها به خاطر همین است. شاید این کار امثال آقای بابایی باشد که نوع این مطالعات را معلوم سازند.
  2. طرح شما گویای مطالب شما نیست. شاید بحث از اینجا شروع می شود که شما دنبال فونداسیون‌های بزرگ باشید ولی ما به دنبال حرف نو هستیم. اینکه می‌گویند ما نتوانستیم سخن نو دریافت کنیم به خصوص در حوزه تاریخ شاید به دلیل این باشد که باید مطلب را به صورت مسئله‌محور طرح کنید. 
  3. نقطه مرکزی شما آمده است روی تکثر و این‌ها؛ این چند اشکال دارد غیر از اینکه باید بدانیم معنای تکثر چیست؟ 
  4. مسئله را خوب انتخاب کرده‌اید ولی آن‌قدر باز مطرح کرده‌اید که هرچقدر تفصیل دهید داوران را راضی نخواهد کرد.

دکتر فلاح زاده:
  1. مسئله از کجا وارد ذهن شما شد؟نقطه عزیمت را معلوم کنید. 
  2. عنوان باید اصلاح شود. 
  3. طرح نامه باید اصلاح شود.. 
  4. اگر بحث شما الهیاتی است؛ باید ادله دینی را مطرح کنید و این خیلی دیده نمی‌شود.

حجت الاسلام عبدالمحمدی:
  1. یک چالش مهم در دنیای معاصر مقابل ماست و آن بحث تکثر است؛ اصل دغدغه جدی است. آنچه آقای بابایی مطرح کرده‌اند  پایه بحث خوبی را گذاشته‌اند. این بحث در غرب به گونه‌ای پیش رفته است که سکولاریسم را به پیش برده است. حالا بحث آقای بابایی این است که ما بخواهیم وارد این میدان از منظر دینی شویم چه کنیم. 
  2. البته در متدولوژی بحث مشکلاتی هست؛ مبهم است. ما وقتی طرحنامه را می خوانیم متوجه نمی شویم ولی شاید برای نویسنده محترم روشن باشد اما خوب باید این‌ها روشن شود. 
کلمات کليدي
دکتر حبیب اله بابایی, دکتر سبحانی, دکتر الویری, فرایند تمدنی, دکتر واسعی, دکتر فلاح زاده, حجت الاسلام عبدالمحمدی, دکتر صفری فروشانی, -دکتر میرمحمدی, حجت الاسلام حیدری پور
 
امتیاز دهی
 
 


مطالب مرتبط

پربازدید ترین مطالب

مطالب مرتبط
چهلمین نشست تخصصی فهم تمدنی قرآن را برگزار کرد
اخوت انسانی در اندیشه امام موسی صدر بررسی شد
 كرسي ترويجي نظم تمدني در جهان اسلام برگزار می شود
کرسی‌های کارگروه «فرایند تمدنی در تجربۀ جمهور اسلامی» برگزار شد

پربازدید ترین مطالب
[Control]
تعداد بازديد اين صفحه: 153
 
logo-samandehi
نقشه
ایتا
پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
خانه | بازگشت | حريم خصوصي كاربران |
Guest (PortalGuest)

مركز مطالعات فرهنگي اجتماعي
مجری سایت : شرکت سیگما